واژه

shift

SHIFT

تغییر، جابه‌جایی

شیفت

Definition

a change in position or direction

توضیح فارسی

تغییر در موقعیت یا جهت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. shifting

adj. در حال تغییر

v. shift

v. تغییر دادن، جابه‌جا کردن

adj. shifty

adj. متغیر؛ غیرقابل اعتماد

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.