واژه

erode

i-ROHD

فرسوده شدن، تحلیل رفتن

اِرود

Definition

to wear away; disappear slowly

توضیح فارسی

فرسوده شدن؛ به‌آرامی از بین رفتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. erosion

n. فرسایش

syn. deteriorate

syn. رو به زوال رفتن

The senator's support is eroding because of his unpopular positions on the major issues.

حمایت از سناتور به دلیل مواضع نامحبوبش درباره مسائل اصلی در حال کاهش یافتن است.

ذَ سِنِتِرز سِپورت ایز اِرودینگ بیکاز آو هیز آن‌پاپیولِر پِزیشِنز آن ذَ مِیجِر ایشوز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.