واژه

entirely

en-TIRE-lee

کاملاً

اِنتایِرلی

Definition

completely

توضیح فارسی

کاملاً

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. entire

adj. تمام، کامل

n. entirety

n. تمامیت، کل

syn. thoroughly

syn. کاملاً

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.