واژه

deficient

di-FISH-ənt

ناکافی؛ دچار کمبود

دِفیشِنت

Definition

not having enough of something

توضیح فارسی

به اندازه کافی از چیزی نداشتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. deficiently

adv. به‌طور ناکافی

n. deficiency

n. کمبود

syn. lacking

syn. فاقد، کمبود داشتن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.