KAR-ee OUT
کَری آوت
to perform a task, often for someone else
انجام دادن یک کار، اغلب برای شخصی دیگر
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. accomplish
syn. به انجام رساندن
The boss required her team to carry out their plan.
رئیس از تیم او خواست برنامهشان را اجرا کنند.
The prime minister asked for his order to be carried out immediately.
نخستوزیر خواست دستورش فوراً اجرا شود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.