واژه

carry out

KAR-ee OUT

انجام دادن

کَری آوت

Definition

to perform a task, often for someone else

توضیح فارسی

انجام دادن یک کار، اغلب برای شخصی دیگر

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. accomplish

syn. به انجام رساندن

The boss required her team to carry out their plan.

رئیس از تیم او خواست برنامه‌شان را اجرا کنند.

ذَ باس ریکوایِرد هِر تیم تو کَری آوت ذِر پِلَن.

The prime minister asked for his order to be carried out immediately.

نخست‌وزیر خواست دستورش فوراً اجرا شود.

ذَ پرایم مینیستِر اَسکت فُر هیز اُردِر تو بی کَرید آوت ایمیدیِتلی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.