واژه

burgeon

BUR-jən

به‌سرعت رشد کردن

بِرجِن

Definition

growing at a fast pace

توضیح فارسی

رشد کردن با سرعت زیاد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. burgeoning

adj. رو به رشد، به‌سرعت در حال رشد

syn. thrive

syn. رونق گرفتن، شکوفا شدن

His talent as a pianist burgeoned at the age of 14.

استعداد او به‌عنوان پیانیست در ۱۴سالگی به‌سرعت شکوفا شد.

هیز تَلِنت اَز اِ پیِنیست بِرجِند اَت ذی اِیج آو فورتین.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.