واژه

broaden

BRAW-dən

گسترش دادن

برادِن

Definition

to make larger or greater

توضیح فارسی

بزرگ‌تر یا گسترده‌تر کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. broadly

adv. به‌طور گسترده

adj. broad

adj. گسترده

n. breadth

n. گستردگی

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.