واژه

blind

BLIND

نابینا؛ ناآگاه

بلایند

Definition

unable to see or understand; to conceal; showing poor judgment or understanding

توضیح فارسی

قادر به دیدن یا درک کردن نبودن؛ پنهان کردن؛ نشان‌دهنده قضاوت یا درک ضعیف

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. blindly

adv. کورکورانه

n. blindness

n. نابینایی

syn. unaware

syn. ناآگاه

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.