/ˌoʊvərˈberɪŋ/
اووِربِرینگ
persistently overconfident or controlling
بهطور مداوم بیشازحد مطمئنبهخود یا کنترلگر
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. oppressive
syn. ستمگرانه / زورگویانه
The old woman’s overbearing demeanor did not make her approachable.
رفتار سلطهجویانه پیرزن باعث نمیشد نزدیک شدن به او آسان باشد.
The teacher tried his best to not be overbearing when speaking to his students.
معلم نهایت تلاشش را کرد هنگام صحبت با شاگردانش سلطهجو نباشد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.