/ˈmɔːrtɪfaɪ/
مورتیفای
to embarrass
شرمنده یا خجالتزده کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
n. mortification
n. شرمندگی
syn. humiliate
syn. تحقیر کردن
He was mortified upon forgetting his lines during the play.
او با فراموش کردن دیالوگهایش هنگام نمایش، بسیار شرمنده شد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.