واژه

mortify

/ˈmɔːrtɪfaɪ/

شرمنده کردن

مورتیفای

Definition

to embarrass

توضیح فارسی

شرمنده یا خجالت‌زده کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. mortification

n. شرمندگی

syn. humiliate

syn. تحقیر کردن

He was mortified upon forgetting his lines during the play.

او با فراموش کردن دیالوگ‌هایش هنگام نمایش، بسیار شرمنده شد.

هی واز مورتیفاید اَپان فُرگِتینگ هیز لاینز دورینگ دِ پِلِی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.