/ˈɪntɪɡrəl/
اینتِگرِل
to be an essential or basic part of something
بخش ضروری یا اساسی چیزی بودن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adv. integrally
adv. بهطور جداییناپذیر
n. integrality
n. ضروریبودن / یکپارچگی
syn. vital
syn. حیاتی
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.