/ɪˈmɜːrdʒ/
اِمِرج
to come into view, or existence
پدیدار شدن یا به وجود آمدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
n. emergence
n. ظهور / پدیدارشدن
syn. appear
syn. ظاهر شدن
It took an hour for the newborn chick to emerge from its egg.
یک ساعت طول کشید تا جوجه تازهمتولدشده از تخم خود بیرون بیاید.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.