واژه

eliminate

/ɪˈlɪmɪneɪt/

حذف کردن

اِلیمِنِیت

Definition

to remove, free oneself of something

توضیح فارسی

حذف کردن؛ خود را از چیزی رها کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. eliminated

adj. حذف‌شده

n. elimination

n. حذف

syn. delete

syn. حذف کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.