/ˌelɪˈmentəri/
اِلِمِنتِری
simple in structure, easy to do
از نظر ساختار ساده و انجام آن آسان
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. primary
syn. ابتدایی / اصلی
The solution to the problem was actually quite elementary.
راهحل مسئله در واقع کاملاً ساده بود.
You must take Elementary Physics before you can enroll in the advanced course.
پیش از ثبتنام در دوره پیشرفته باید فیزیک مقدماتی را بگذرانید.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.