/dɪˈspɜːrs/
دیسپِرس
to cause to move in many different directions
باعث شدن چیزی یا کسانی در جهتهای مختلف حرکت و پراکنده شوند
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adj. dispersed
adj. پراکنده
syn. circulate
syn. پخش کردن / به گردش درآوردن
The high winds and rain dispersed the crowd.
باد شدید و باران جمعیت را پراکنده کردند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.