واژه

amenity

/əˈmenəti/

امکانات رفاهی

اَمِنِتی

Definition

something that makes life easier or more enjoyable

توضیح فارسی

چیزی که زندگی را آسان‌تر یا لذت‌بخش‌تر می‌کند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. convenience

syn. راحتی / آسایش

She missed all the amenities of home when she went camping.

وقتی برای اردو رفت، دلش برای همه امکانات رفاهی خانه تنگ شد.

شی میست آل دِ اَمِنِتیز آو هوم وِن شی وِنت کَمپینگ.

One expects many amenities at a five-star hotel.

آدم انتظار دارد در یک هتل پنج‌ستاره امکانات رفاهی زیادی وجود داشته باشد.

وان اکسپکتس مِنی اَمِنِتیز اَت اِ فایو-استار هوتِل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.