واژه

skeptical

skeptical

شکاک؛ مردد

اِسکِپتیکَل

Definition

to question the truthfulness of information presented as fact; to not trust

توضیح فارسی

در درستی اطلاعاتی که به‌عنوان واقعیت ارائه شده تردید کردن؛ اعتماد نکردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. skeptically

adv. با تردید

n. skeptic

n. شکاک

syn. unconvinced

syn. قانع‌نشده

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.