واژه

genuine

genuine

اصیل؛ واقعی

جِنیوئین

Definition

honest or true; real

توضیح فارسی

صادق یا حقیقی؛ واقعی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. genuinely

adv. واقعاً؛ صادقانه

n. genuineness

n. اصالت؛ واقعی بودن

syn. authentic

syn. اصیل؛ معتبر

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.