واژه

exceptional

exceptional

استثنایی؛ فوق‌العاده

اِکسِپشِنَل

Definition

unusual in a positive way

توضیح فارسی

غیرمعمول به شکلی مثبت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. exceptionally

adv. به‌طور استثنایی

syn. phenomenal

syn. فوق‌العاده

The orchestra's performance was exceptional.

اجرای ارکستر استثنایی بود.

ذی اُرکِستراز پِرفورمِنس واز اِکسِپشِنَل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.