واژه

elaborate

elaborate

مفصل؛ پرجزئیات

اِلَبِرِت

Definition

something with a large number of parts; full of details

توضیح فارسی

چیزی دارای بخش‌های فراوان؛ پر از جزئیات

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. elaborately

adv. به‌طور مفصل

v. elaborate

v. شرح و بسط دادن

n. elaboration

n. شرح و بسط

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.