واژه

dormant

dormant

خفته؛ غیرفعال

دورمَنت

Definition

not growing or producing; asleep

توضیح فارسی

در حال رشد یا تولید نبودن؛ خفته

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. dormitory

n. خوابگاه

syn. inactive

syn. غیرفعال

The volcano had been dormant for hundreds of years before the eruption last month.

آتشفشان پیش از فوران ماه گذشته، صدها سال خفته بود.

ذِ والکِینو هَد بین دورمَنت فور هاندردز آو ییرز بیفور ذی اِراپشِن لَست مانث.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.