واژه

dominant

dominant

غالب؛ مسلط

دامِنَنت

Definition

primary or principal; having or exercising control over something

توضیح فارسی

اصلی یا عمده؛ دارای کنترل یا اعمال‌کننده کنترل بر چیزی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. dominantly

adv. به‌طور غالب

v. dominate

v. مسلط بودن؛ چیره شدن

n. domination

n. سلطه

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.