واژه

vibrant

/ˈvaɪbrənt/

پرجنب‌وجوش؛ درخشان

وایبرِنت

Definition

lively; powerful; full of action; bright

توضیح فارسی

سرزنده؛ نیرومند؛ پر از فعالیت؛ درخشان

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. vibrantly

adv. به‌شکلی پرجنب‌وجوش/درخشان

n. vibrance

n. سرزندگی؛ درخشندگی

syn. brilliant

syn. درخشان

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.