واژه

uniform

/ˈjuːnɪfɔːrm/

یکنواخت؛ یکسان

یونِفورم

Definition

every part being the same

توضیح فارسی

یکسان بودن همه بخش‌ها

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. uniformly

adv. به‌طور یکنواخت

n. uniformity

n. یکنواختی

syn. consistent

syn. یکدست؛ سازگار

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.