واژه

straightforward

/ˌstreɪtˈfɔːrwərd/

ساده و روشن؛ صریح

اِسترِیت‌فوروِرد

Definition

easy to understand; simple; honest

توضیح فارسی

آسان برای فهم؛ ساده؛ صادقانه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. straightforwardly

adv. صریح و مستقیم

n. straightforwardness

n. صراحت؛ سادگی

syn. uncomplicated

syn. بی‌پیچیدگی؛ ساده

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.