واژه

saturate

/ˈsætʃəreɪt/

اشباع کردن؛ پر کردن

سَچِرِیت

Definition

to fill or occupy to the maximum level

توضیح فارسی

پر کردن یا اشغال کردن تا حداکثر سطح

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. saturation

n. اشباع

adj. saturated

adj. اشباع‌شده

syn. overflow

syn. لبریز شدن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.