واژه

gigantic

/dʒaɪˈɡæntɪk/

غول‌آسا؛ بسیار بزرگ

جایگَنتیک

Definition

very large

توضیح فارسی

بسیار بزرگ

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. gigantically

adv. به‌شکلی غول‌آسا

syn. enormous

syn. عظیم

Reaching the moon was a gigantic step in space exploration for mankind.

رسیدن به ماه گامی عظیم در اکتشاف فضایی برای بشر بود.

ریچینگ دِ مون واز اَ جایگَنتیک اِستِپ اِن اِسپِیس اِکسپلورِیشِن فور مَن‌کایند.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.