واژه

display

/dɪˈspleɪ/

نشان دادن؛ نمایش دادن

دیسپِلِی

Definition

to show; reveal

توضیح فارسی

نشان دادن؛ آشکار کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. display

n. نمایش

syn. exhibit

syn. به نمایش گذاشتن

The model displayed the details of the human hand.

مدل، جزئیات دست انسان را نشان داد.

دِ مادِل دیسپِلِید دِ دیتِیلز آو دِ هیومِن هَند.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.