Definition

not bright or clear

توضیح فارسی

روشن یا واضح نبودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. dimly

adv. کم‌نور؛ به‌طور مبهم

v. dim

v. کم‌نور کردن/شدن

n. dimness

n. کم‌نوری؛ تیرگی

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.