/dens/
دِنس
closely packed or crowded; difficult to see through
فشرده یا شلوغ؛ دشوار برای دیدن از میان آن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adv. densely
adv. بهطور متراکم
n. density
n. تراکم
syn. thick
syn. غلیظ؛ انبوه
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.