واژه

classify

/ˈklæsɪfaɪ/

طبقه‌بندی کردن

کِلَسِفای

Definition

to place into groups according to type

توضیح فارسی

قرار دادن در گروه‌ها بر اساس نوع

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. classified

adj. طبقه‌بندی‌شده

n. classification

n. طبقه‌بندی

syn. arrange

syn. مرتب کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.