واژه

accurate

/ˈækjərət/

دقیق

اَکیورِت

Definition

careful and exact

توضیح فارسی

دقیق و بی‌خطا

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. accurately

adv. به‌طور دقیق

n. accuracy

n. دقت

syn. precise

syn. دقیق

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.