واژه

account for

/əˈkaʊnt fɔːr/

به حساب آوردن؛ توضیح دادن

اَکاونت فور

Definition

to take something into consideration; to provide reasons for an event

توضیح فارسی

در نظر گرفتن چیزی؛ ارائه دلیل برای یک رویداد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. explain

syn. توضیح دادن

He did not account for Earth's gravity in his physics calculations.

او در محاسبات فیزیک خود، گرانش زمین را در نظر نگرفت.

هی دید نات اَکاونت فور اِرثس گِرَوِتی اِن هیز فیزیکس کَلکیولِیشِنز.

Her intense studying accounts for her excellent grades.

مطالعه شدید او، نمرات عالی‌اش را توضیح می‌دهد.

هِر اِن‌تِنس اِستادیینگ اَکاونتس فور هِر اِکسِلِنت گریدز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.