واژه

particle

ˈpɑːrtɪkəl

ذره

پارتیکِل

Definition

a very small piece of something

توضیح فارسی

قطعه‌ای بسیار کوچک از چیزی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. fragment

syn. تکه؛ قطعه

Particles of dust can destroy electronic instruments.

ذرات گردوغبار می‌توانند ابزارهای الکترونیکی را خراب کنند.

پارتیکِلز آو داست کَن دیستروی اِلِکترانیک اینسترومِنتس.

Small particles of matter hold the keys to understanding the origin of life.

ذرات کوچک ماده کلیدهای درک منشأ حیات را در خود دارند.

اِسمال پارتیکِلز آو مَتِر هولد دِ کیز تو آندِرستَندینگ دی اُریجین آو لایف.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.