واژه

negotiate

nɪˈɡoʊʃieɪt

مذاکره کردن

نِگوشی‌اِیت

Definition

to find a middle ground, come to an agreement

توضیح فارسی

یافتن راه میانه و رسیدن به توافق

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. negotiation

n. مذاکره

n. negotiator

n. مذاکره‌کننده

syn. bargain

syn. چانه‌زنی؛ مذاکره کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.