واژه

mirror

ˈmɪrər

بازتاب دادن

میرِر

Definition

to show, as in a mirror

توضیح فارسی

نشان دادن، همانند آینه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. mirror

n. آینه

syn. reflect

syn. بازتاب دادن

The results of the study mirror public opinion.

نتایج مطالعه افکار عمومی را بازتاب می‌دهد.

دِ ریزالتس آو دِ اِستادی میرِر پابلیک اُپینیِن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.