واژه

docile

ˈdoʊsaɪl

رام؛ مطیع

دوسایل

Definition

easy to control or train

توضیح فارسی

آسان برای کنترل یا آموزش

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. docilely

adv. مطیعانه

n. docility

n. مطیع‌بودن؛ رام‌بودن

syn. manageable

syn. قابل‌کنترل

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.