واژه

crush

krʌʃ

خرد کردن؛ له کردن

کراش

Definition

to press together so as to completely distort the shape or nature of the object

توضیح فارسی

آن‌قدر به هم فشردن که شکل یا ماهیت جسم کاملاً تغییر کند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. crushing

adj. کوبنده؛ خردکننده

n. crush

n. فشار؛ خردشدگی

syn. grind

syn. آسیاب کردن؛ ساییدن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.