واژه

reveal

/rɪˈviːl/

آشکار کردن؛ فاش کردن

ری‌ویل

Definition

to uncover; to expose

توضیح فارسی

آشکار کردن؛ در معرض دید قرار دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. revealingly

adv. به‌طور افشاگرانه

adj. revealing

adj. آشکارکننده

n. revelation

n. افشا؛ کشف

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.