واژه

eventually

/ɪˈventʃuəli/

سرانجام؛ در نهایت

اِوِنچوئِلی

Definition

to happen at some time in the future, usually gradually

توضیح فارسی

رخ دادن در زمانی در آینده، معمولاً به‌تدریج

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. finally

syn. سرانجام

A good education will eventually pay big dividends.

آموزش خوب در نهایت سود زیادی خواهد داشت.

Eventually the couple will pay off their mortgage and own their house.

این زوج سرانجام وام مسکن خود را تسویه خواهند کرد و صاحب خانه‌شان خواهند شد.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.