واژه

diverse

/daɪˈvɜːrs/

متنوع؛ متفاوت

دای‌وِرس

Definition

various; distinct from others

توضیح فارسی

گوناگون؛ متمایز از دیگران

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. diversely

adv. به‌صورت گوناگون

n. diversity

n. تنوع

v. diversify

v. متنوع کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.