واژه

discrepancy

/dɪˈskrepənsi/

ناهماهنگی؛ اختلاف

دیس‌کْرِپِنسی

Definition

a difference between things that should be similar or equal

توضیح فارسی

تفاوت میان چیزهایی که باید مشابه یا برابر باشند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. inconsistency

syn. ناسازگاری؛ ناهماهنگی

The discrepancy in her experiment data led her to believe that she had made a mistake.

ناهماهنگی در داده‌های آزمایش او باعث شد فکر کند اشتباهی کرده است.

There is usually a discrepancy between how coffee smells and how it tastes.

معمولاً میان بوی قهوه و مزهٔ آن تفاوت وجود دارد.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.