Definition

the central or most important part of something

توضیح فارسی

بخش مرکزی یا مهم‌ترین قسمت چیزی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. core

n. هسته؛ بخش مرکزی

syn. chief

syn. اصلی؛ مهم‌ترین

The core curriculum consists of courses that are required of all students.

برنامهٔ درسی اصلی شامل درس‌هایی است که برای همهٔ دانشجویان الزامی‌اند.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.