واژه

confirm

/kənˈfɜːrm/

تأیید کردن؛ قطعی کردن

کِن‌فِرم

Definition

to make certain; give support

توضیح فارسی

قطعی کردن؛ تأیید و پشتیبانی کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. confirmed

adj. تأییدشده؛ قطعی

n. confirmation

n. تأیید

syn. prove

syn. اثبات کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.