/ˈklærəfaɪ/
کْلَرِفای
to make more easily understood; to make clear
قابلفهمتر کردن؛ روشن ساختن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
n. clarification
n. روشنسازی؛ توضیح
syn. explain
syn. توضیح دادن
Chapter 2 in the textbook clarifies the process of osmosis.
فصل دوم کتاب درسی فرایند اسمز را روشن میکند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.