واژه

brash

/bræʃ/

گستاخ؛ بی‌پروا

بْرَش

Definition

confident or aggressive; lacking regard for consequences

توضیح فارسی

بااعتمادبه‌نفس یا پرخاشگر؛ بی‌اعتنا به پیامدها

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. brashly

adv. با گستاخی؛ بی‌پروا

n. brashness

n. گستاخی؛ بی‌پروایی

syn. reckless

syn. بی‌پروا؛ بی‌ملاحظه

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.