واژه

visibly

/ˈvɪzəbli/

به‌طور آشکار؛ به‌وضوح

ویزِبْلی

Definition

can be seen

توضیح فارسی

قابل مشاهده؛ چیزی که می‌توان آن را دید

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. visible

adj. قابل مشاهده؛ آشکار

n. vision*

n. بینش*

v. view

v. دیدن؛ مشاهده کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.