/səˈfɪʃəntli/
سِفیشِنتلی
enough; in a satisfying manner
بهاندازهٔ کافی؛ به شیوهای رضایتبخش
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
n. sufficiency
n. کفایت؛ بسندگی
adj. sufficient
adj. کافی
v. suffice
v. کافی بودن
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.