واژه

stamina

/ˈstæmɪnə/

استقامت؛ توان بدنی یا ذهنی

اِستَمِنا

Definition

lasting physical or mental strength

توضیح فارسی

توان و نیروی جسمی یا ذهنیِ پایدار

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. endurance

syn. استقامت؛ پایداری

The Olympic runner demonstrated incredible stamina.

دوندهٔ المپیکی استقامت باورنکردنی‌ای نشان داد.

دِ اِلِمپیک رانِر دِمِنستریتِد اینکْرِدِبِل اِستَمِنا.

The horse lacked the stamina to win the race.

اسب استقامت لازم برای بردن مسابقه را نداشت.

دِ هورس لَکت دِ اِستَمِنا تو وین دِ رِیس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.