/ˈrɪdʒɪd/
ریجید
not easy to bend; firm; inflexible
بهآسانی خمنشدنی؛ محکم؛ انعطافناپذیر
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adv. rigidly
adv. بهطور سختگیرانه؛ انعطافناپذیر
syn. stiff
syn. سفت؛ خشک
The teacher was very rigid in his ideas about class attendance.
معلم در دیدگاههایش دربارهٔ حضور در کلاس بسیار سختگیر و انعطافناپذیر بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.